|
|
|
|
|
می بخشم و بازمیگردم به عادت قدیم...
... رنجش را از خاطر میزدایم و ... باز به انتظار پناه میبرم... امید هنوز اینجاست... |
||
|
|
|
|
|
دلم گرفته است
دلم خیلی گرفته است.... و دل آسمان نیز...
|
||
|
|
|
|
|
آخر چرا ما نمیتوانیم مثل بقیه آدمها در فرصتی که پیش آمده چمدانمان را برداریم و بی هیچ انتظاری به دیدار عزیزی برویم که در یک گوشه دیگر دنیا سالهاست که به انتظارمان نشسته؟؟؟
چرا ، چرا ما نمیتوانیم عادی و معمولی مثل بقیه آدما باشیم؟؟؟ سخت نگیریم و رها باشیم... چرا ... چرا و هزاران چرا..............
|
||