تبليغاتX
من و آیینه
... خیلی نگرانم، نگران همه مردم کشورم  ، نگران آنچه در حال وقوع است... جسم و روح همه در خطر نابودی است... گاه روزنه های کوچک نور باز میشوند ، درست به کوتاهی گرفتن یک عکس در روشنایی روز... کوتان ، خیلی کوتاه...

به کجامیرود این سیل شتابان جوان ، اما پیر اندیش، تاریخ نگر... خواب و آرام ندارم...

به امید رسیدن و پیروزی همه این جوانان و ....

                                                                  انشا...

+ نوشته شده در  Tue 16 Jun 2009ساعت 1 PM  توسط من  | 

حتما دیده اید یا خودتان تجربه کرده اید که بعضی ها وقتی از یک مورد ( شخص یا حادثه ...)  که مدتهاست خبری ازش نیست حرف میزنید بعد در کمتر از یکساعت یا یکروز آن مورد پیدایش میشود یا اتفاق میافتد...

شاید بگوییم که آن شخص گوینده " دهانش فال " بوده  که اینطور شد... اما من پس از سالها تجربه کردن این مورد(!) بخش خرافی آن را حذف کرده ام و به چرخه زندگی " Life Cycle" نزدیکتر شده ام... شما چی؟؟؟

امروز باز هم به مرز " آ آ آ آ آ  آآ  آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآ  ....آ آ آ آ آ آ آ آ  آ آآ آ آ ......... رسیدم...

همین!!! 

+ نوشته شده در  Wed 3 Jun 2009ساعت 1 PM  توسط من  |