تبليغاتX
من و آیینه
سلام،

بیشتر از یک ماه است که اینجا چیزی ننوشته ام... البته بارها خواستم ولی فرصت کافی نبود... به هر حال اکنون در یک بعداز ظهر نیمه گرم بهاری فرصتی یافتم ...

۱- عید امسال برای چند روز رفتیم ونکوور، جایتان خالی خوب بود، پس از ۸ سال یک عید ایرانی داشتیم...

۲- برای مدرسه آیدن هم تصمیم نهایی گرفته شد و ثبت نام هم برایش انجام دادیم، حالا من هستم و این تابستان طولانی و آیدن و کامبیزی که این تابستان هم درس میدهد... باید بگویم خب به سلامتی:)البته بر اساس رسوم معمول خداوند سایه این کلاسهای ورزشی و هنری را از سر هیچ ولایتی کم نکند...

۳- این داستان خود بودن برای من دارد جا میافتد و همزمان ، بعضی ها هم از آن جا میخورند!!! اما میدانم که یا به آن عادت میکنند یا باید با آن کنار بیایند:))

۴- یک نمایشگاه عکس در راه دارم + یک وبلاگ... که در حال حاضر روی هر دو دارم کار میکنم...

و اما Face Book : این مدت در این سایت شریف ، موفق به یافتن دو تن از دوستان خیلی قدیمی در دو نقطه مختلف دنیا شدم که برایم بسیار لذت بخش بود.

این فعلا شروعی برای امسال تا بعد با مطالب جدی تر برگردم...

سلامت و شاد باشید...

+ نوشته شده در  Wed 29 Apr 2009ساعت 1 AM  توسط من  |