|
|
|
|
|
دیروز ۱۴ دی ماه ، همان ۴ ژانویه هم تولد آیدن بود و هم سالگرد ازدواجمان...
بر طبق رسم معمول مراسم تولد در مدرسه آیدن به خوبی و خوشی برگزار شد و بچه ها با خوردن کیک و خواندن شعر تولد برای آیدن تمرین بزرگ شدن و احترام به دیگران را بار دیگر به بهترین شکل اجرا کردند. . و البته من و کامی هم تبریکی گرفتیم... در خانه با آمدن Therese خوشحالی آیدن کامل شد و مراسم خانوادگی هم اجرا شد. من هم هدیه ای به مناسبت سالگرد ازدواجمان گرفتم. ارزش این هدیه در غیرمنتظره بودن آن بود که خیلی برایم ارزش دارد، چون من خودم دوست دارم آنها را که دوست دارم غافلگیر کنم. برای فرزند نازنینم سلامتی ، شادکامی و سعادت آرزو دارم ... ان شاا... |
||
|
|
|
|
|
اگر بر اساس Eastren time محاسبه کنیم الان ۴۰ دقیقه از سال جدید میلادی گذشته است اما بر اساس Pacific Time هنوز ۲ ساعت و ۴۰ دقیقه به سال جدید مانده... اینها یعنی که تحوبل سال قراردادی است برای تغییر تقویم که برای این وری ها کاملا جا افتاده است. برای ما( یا شاید خود من) که تحویل سال مبنای علمی دارد، این قرار داد کمی بیرنگ است، از طرفی چون در این جامعه زندگی میکنم و چند روزی است که سیل تبریکات را در کوی و برزن جاری میبینم ،قبول میکنم که سال عوض شده ، پس در سال جدید برای همه مردم دنیا صلح و سلامتی آرزو میکنم ...
سال ۲۰۰۸ بر همه مبارک... ما خانه هستیم، آیدن کمی تب دارد و به همین دلیل مهمانی کوچک و خودمانی خانه دوستمان را کنسل کردم. راستش حالش رو هم نداشتیم |
||
|
|
|
|
|
I wish I had a flash light while I was there، it was so dark in there...Idan says.Do you remember that? I ask. Yes, you and daddy were out here and I was there alone...he aswers
این جمله را آیدن به من میگه در حالی که به شکم من اشاره میکنه...و من با شاخهای نامریی از او میپرسم که آیا آنجا بودن را به یاد دارد یا نه ، که از جوابش پیداست... چند روز بعد ... مامی، من اون تو که بودم لباس داشتم؟ اینها نمونه کوچکی از سوالاتی است که پدرها و مادرها هرگز آماده جواب دادن به آن نیستند، اما به نظر من اگر واقعیت را به شکلی قابل باور به بچه ها بگوییم آنها درک میکنند. از این هرج و مرج تعطیلات فعلا چیزی عاید من نشده، یعنی هنوز نرسیدم برگردم سر کار تزم... که امیدوارم آن هم به زودی حاصل گردد... آمین. سالیقیز... |
||