تبليغاتX
من و آیینه
بدجوری سرگرم کتاب شده بودم که طبق عادت قدیم با شب بیداری دو شب پیش تمومش کردم. محتوی اگزیستانسیالیستی کتاب بهترین دلیل فروش آن در ۲۳ کشور بوده، متن کتاب و روش نوشتن بسیار قوی بود به شکلی که گاه آنقدر مرا تحت تاثیر قرار میداد که غمگین میشدم... تحقیقات نویسنده هم بر اساس تاریخ دوره صفوی و افسانه های کهن ایران در قالب تخیلات ترکیب مناسب یا بهتر است بگویم "وزینی" را به شکل خلاقی به داستان بخشیده است... پایان کتاب هم مرا به یاد فیلمهای "برگمن " انداخت...بسیار زیبا و به اختیار خواننده...

راستی شب چله همه مبارک... 

+ نوشته شده در  Fri 21 Dec 2007ساعت 8 PM  توسط من  | 

با این همه کتاب که برای تزم رو میز نشسته اند، خواندن داستان    "The Blood of  Flowers"نوشته دوست هنرمندم آنیتا امیر رضوانی، لطف دیگری دارد. خیلی وقت بود که داستانی به این عمق نخوانده بودم، سبک آنیتا مرا به یاد نوشته های رومن رولان انداخت... جان شیفته... امیدوارم که به زودی به فارسی ترجمه شود اما نه توسط هر کسی، یکی مثل استاد همیشگی من ... دایی عزیزم.

کارها همچنان در جریان هستند مثل زندگی در همه جا...

به امید سلامتی و شادی همه...

+ نوشته شده در  Wed 12 Dec 2007ساعت 9 PM  توسط من  |